حسام | حس من

حس من سایت متن آهنگ های عاشقانه و شعر های زیبای عاشقانه


تیرِ خلاص

۳ام خرداد ۱۳۹۶
تماس، پشتِ تماس و هراس، پشتِ هراس  نگاه خیره ی دیوارهای بی احساس هجوم دلهره ی فکرهای پی در پی  به جرم های نکرده، به حکم های قصاص به آبرو که چه آسان به باد خواهد رفت  به بارِ واژه ی پر اضطراب ِ حق الناس به حجم شایعه هایی که قصه خواهد شد  به حرفِ مفتِ دهان پر کنِ بدونِ اساس  و فکر می کند این خوشترین صدای شب است: صدای چک-چکِ خونابه، بعدِ تیرِ خلاص... | نفیسه سادات موسوی |
ادامه : تیرِ خلاص

غصه هم خواهد رفت

۳ام خرداد ۱۳۹۶
نه تو می‌ مانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتا‌هی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت آنچنانی که فقط خاطره‌ای خواهد ماند لحظه‌ها عریانند به تن لحظه‌ی خود جامه اندوه مپوشان هرگز تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده‌ست تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید و اگر بغض کنی آه از آیینه‌ی دنیا که چه‌ها خواهد کرد گنجه‌ی دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف بسته‌های فردا همه‌ای کاش، ای‌کاش ظرف این لحظه ولیکن خالی‌ست ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود غم که از راه رسید در این بر او باز ...
ادامه : غصه هم خواهد رفت

یوزهای پارسی : سربازانِ آقا امام زمان ( عج )

۲ام خرداد ۱۳۹۶
  ما یوزهای پارسی ، از نسلِ آریاییم   پیروِ  دینِ احمد  ،   اشرفِ  انبیاییم   شیعهٔ  مولا علی  ،  دلدادهٔ  حسینیم   مُنتظرانِ مهدی ،  آن  حُجتِ خداییم      خرداد ماهِ ۱۳۹۶ --- داوودِ جمشیدیان ( مَجنونِ بختیاری )
ادامه : یوزهای پارسی : سربازانِ آقا امام زمان ( عج )

عروسیش بود همان شب

۲ام خرداد ۱۳۹۶
عروسیش بود. درست همان شبی که قرار بود پانسمان پام را عوض کنم.سوراخ‌های ریز باند لای گوشتم فرو رفته بود و کنده نمی‌شد. آب داغ می‌خورد به زخم خشک‌نشده‌ام و بیشتر درد می‌گرفت. صدای درد پیچیده بود توی گوشم. توی گوش او؟ لابد صدای آهنگ‌های قری می‌آمد. راستی کدام آهنگ را بیشتر از همه دوست داشت؟ سعی کردم آهنگ مورد علاقه‌اش را یادم بیاورم.  حرف‌هاش یادم آمد: «صبر می‌کنم. یه سال، دو سال، پنجاه سال». همیشه فکر می‌کردم اینطوری که نمی‌شود. او که نباید پاسوز من و درس و کارم بشود. راستی گفتم پاسوز؟ پام داشت می‌سوخت. یک روز و دو ...
ادامه : عروسیش بود همان شب

خرداد بانوی بهار چین

۱ام خرداد ۱۳۹۶
شلیته پوش گلدار بهار ... ترنم وار  پرنیان بَر شکفته لبخند آویخته از دو سمت زلف در سینه اش شگون  تب دار توت و تمشک در پاهاش خنکای نسیم  و هنوز ... تُردی بهشت! برقصد اگر نوبرانه ی گیلاس است و آلو برقصد اگر کارگر می شود زنبورها، عسل، شهد برقصی اگر برقصی اگر  برقصی اگر  تو خرداد بانوی بهار چین... | حمید جدیدی |
ادامه : خرداد بانوی بهار چین

همدَرد

۱ام خرداد ۱۳۹۶
او که "همدَردَم" شده ؛ گویا خودش هم "درد" بود او خودش زخمِ همان مرهَم که می آوَرد بود... | سید سعید صاحب علم |
ادامه : همدَرد

محبوبم ( نامه ی شماره بیست و شش )

۱ام خرداد ۱۳۹۶
محبوبم! به قلبم فکر میکنم! به دست و دهان و پاهایم که بی تو ملول و بی استفاده اند! گاه اما پیرمردی می شوم  که قلب بیمارش، دوستش دارد لرزش دستانش، دوستش دارد لکنت زبانش، دوستش دارد و دردِ پاها تنها دارایی اوست که تمامی ندارد! پیرمردی که از آلزایمرش راضی ست ولی اعضای تن اش سعی می کنند چیزی را به یادش آورند... | حمید جدیدی |
ادامه : محبوبم ( نامه ی شماره بیست و شش )

دو لیوان چای میریزم

۱ام خرداد ۱۳۹۶
در این خانه  هیچکس از تو حرفی نمیزند و من هر روز بیشتر از روز قبل زندگی میکنم صبح ها با لبخند بیدار میشوم، گل ها را آب میدهم، صبحانه درست میکنم، روی تراس خانه مینشینم، دو لیوان چای میریزم و یکی همیشه سرد میشود..   | دلارام شریفی |
ادامه : دو لیوان چای میریزم

می ترسم _ یاسر قنبرلو

۳۱ام اردیبهشت ۱۳۹۶
از رعیت از دربار می ترسم  از آستین از مار می ترسم گاهی انالحق می زنم امّا  از چوبه های دار می ترسم    از سایه  از دیوار می ترسم  از موش های هار می ترسم بسیار می گویم نترس امّا ... امّا خودم  بسیار می ترسم    از واژه ی  تَکرار می ترسم از هیچ  ،  چندین بار می ترسم!   از تعرفه  از رای  از خرداد  از صندوق ِ  سیّار می ترسم!     از آرمانم  بر زبان ِ او  از نُمره ام در امتحان ِ او    از گلّه ام  در فکر ِ سَلّاخش از سکّه ام در جیبِ سوراخش   از گریه هایم  در دُعاهایش  از وعده هایش ، اِدّعاهایش   در کوچه در بازار می گریم  از هیچ هایش زار ...
ادامه : می ترسم _ یاسر قنبرلو