حسام | حس من

انگلیسی‌ها چگونه تاریخ هستعمارگری را رفو می‌کنند؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

۲۲ اسفند ۱۳۹۶

حس من: «هستیون فریرز» کارگردان شناخته انجام گرفته انگلیسی در آخرین اثرش «ویکتوریا و عبدل» در نازل‌ترین شکل ممکن و با یک ایده سطحی نمایشی یک قصه جذاب تاریخی را تکمیلا هدر داده هست.

حیاتیترین مسئله در فیلم بیوگرافیک تاریخ محور، تجانس و تنیدگی با حقایق ثبت انجام گرفته هست. چنین آثاری نباید از تاریخ پیشی بگیرند و نه از تاریخ فراتر روند. در آثار بیوگرافیک تاریخ محور، تعادل میان واقعیت و مجاز نمایشی حد معینی باید داشته باانجام گرفت. «هستیون فریرز» کارگردان شناخته انجام گرفته انگلیسی در آخرین اثرش «ویکتوریا و عبدل» در نازل‌ترین شکل ممکن و با یک ایده سطحی نمایشی یک قصه جذاب تاریخی را تکمیلا هدر داده هست. دهستان این فیلم به رابطه عبدالکریم، منشی مسلمان هندی  با ملکه ویکتوریا می‌پردازد. فریرز فیلمساز متوسطی هست که یکی دو اثر قابل اعتنا در کارنامه‌اش دارد و آخرین ساخته‌اش «ویکتوریا و عبدل» دارای اشکالات اساسی تاریخی و نمایشی فراوانی هست.

در تاریخ ثبت انجام گرفته ده‌ها نفر از رهبران دنیا در گرامیداشت ۵۰ سالگی تاجگذاری ملکه ویکتوریا، به کلیسای «وست مینستر» دعوت انجام گرفتند تا جشن بزرگی را بر پا دارند. در همین جشن ملکه ویکتوریا با خدمتکار هندی عبدالکریم آشنا می‌شود. قرار هست خادم هندی هدیه‌ای را که از هندوستان با خود آورده به او تقدیم کند. طی تنها یک برخورد کریم به سرعت به منشی ملکه تبدیل می‌شود و دوستی عجیبی میان این دو شکل می‌گیرد.

برای کاهش هزینه‌های تولید، نخستین چیزی که در فیلم تحریف انجام گرفته، نحوه آشنایی عبدالکریم با ملکه هست. در فیلم می‌بینیم که عبدالکریم، یکی از کاتبان خانومدان آگرای هند،  به دستور مدیر خانومدان، در  سال ۱۸۸۷، برای میهمانی  تولد ملکه ویکتوریا به انگلستان سفر می‌کند تا موهور، یک سکه طلای خاص، به عنوان مدال قدردانی هندی، که تصویرش ملکه بریتانیا روی آن حک انجام گرفته را به او تقدیم کند. ملکه، خسته و بیمار و خواب آلود از سر سفره بلند می‌شود و پس از آنکه غذایش را به سرعت می‌خورد، با عبدالکریم مواجه می‌شود و با یک برخورد شیفته او می‌شود. در فیلم مولف اصرار دارد که ملکه از مأموران فضولش خسته و به عبدالکریم علاقمند انجام گرفته هست. اگر کارگردان در میزانسنی وفادار به تاریخ، مواجه حقیقی عبدالکریم را با ملکه به تصویر  می‌کشید، منطق آغاز رابطه این دو و ادامه آن باورپذیر بود.

با تعداد نمای کوتاه در یک حیاتیانی کوچک، ملکه دلبسته کدام ویژگی خاص عبدالکریم انجام گرفته و با صرف چه مقدار زمان نمایشی، به عنوان منشی ملکه برگزیده می‌شود؟ انگلیسی‌ها با سانسور و سوزاندن روخانوموشت‌های عبدالکریم و تهدید خانواده‌اش در پاکستان، مانع از این انجام گرفتند که حقیقت روشن شود و این فیلم فرصتی هست تا فیلمساز انگلیسی عملکـــرد ملکه هستعماگر را رفو کند. مثل همان رفوکاری ساده‌انگارانه‌ای «سِرریچارد آتنبرو» در فیلم گاندی انجام داد و هستعمار را هستحاله سینمایی کـــرد و همه تقصیرها را متوجه  اختلاف میان محمد علی جناح و گاندی، کـــرد.

نخستین پرسشی که با حذف تاریخ توسط انگلیسی‌ها مطرح هست تبیین رابطه ملکه و عبدالکریم هست. جنس رابطه این دو ارباب و رعیتی هست، یا مادر و فرخانومدی؟ یا مرید و مرادی یا عاشق و معشوقی؟  میان ملکه ۶۸ ساله و عبدالکریم منشی ۲۴ ساله دربار بریتانیا، در یک حیاتیانی مجلل اما کسالت بار، چه اتفاقی افتاده که عبدالکریم ناگهان به مسئله و دغدغه نخست ملکه تبدیل می‌شود؟

روخانومامه نگار هندی و نویسنده کتاب «ویکتوریا و عبدل»، «شرابانی باسو» دهستان این گوشه کاهش شناخته انجام گرفته از برخورد سمبلیک دو کشور را در قالب دو شخصیت ملکه ویکتوریا و عبدالکریم بدرستی رمزگشایی نکـــرده هست و نتوانسته تاریخ روابط دو کشور را در کتاب پر فروش خود بازگو کند.

مسئله حیاتیتر این هست که رابطه این دو با حذف اتفاق تاجگذاری، عمیق  نیست، بررسی نانجام گرفته و باور پذیرنیست. پر از تاکید اغراق آمیز بر تکلف‌های درباری و اعتراف انگلیسی برای  پرداختن به پیچیدگی های پر از توجیه هستعماری، با تاکید بر تفاوت فرهنگ‌ها که در فیلم جنبه نمایشی دقیقی ندارد. از این منظر یکی دیگر از تحریفات فیلم شکل‌گیری رابطه و علاقه این دو نفر یه یکدیگر هست.

ساخانومندگان چنان این رابطه را در زرقی از تزویر و ریاکاری پیچیده‌اند که جنبه هستمعاری فیلم هستحاله انجام گرفته هست. دومین برخورد ملکه با عبدالکریم، یک تحریف اضافه انجام گرفته به فیلم هست که در کتاب شرابانی باسو موجود نیست و در این صحنه عبدالکریم روی زمین زانو می‌خانومد و پای ملکه را می‌بوسد، این اتفاق در حالی می‌افتد که مشی مسلمانی عبدالکریم یک جنبه نمایشی فیلم به شمار می‌رود و بروز چنین رفتاری از او بر اساس هستنادات تاریخی غیر ممکن هست. سکانس بوسیدن پای ملکه با حقایق ثبت انجام گرفته تاریخی، حتی با متن کتاب شرابانی روسو در تعارض هست. با چنین سکانسی تکلیف فیلمساز تکمیلا روشن هست که با ظرافت همچنان مشغول رفوکاری هستمعار هندوستان و قدیس ساختن از ملکه هستعمارگر هست. این سکانس با نمایندگی عبدالکریم موید این مسئله زیاد حیاتی هست که آقامان هند شیفته ملکه انگلستان بوده‌اند و هستعمار انجام گرفتنشان را پذیرفته‌اند.

در فیلم، عبدالکریم از نظر ملکه آدم جذابی هست و دل ملکه را با تعریف کـــردن از هند و دهستان‌هایی از کوچه و بازار و خانومدگی عادی از خیابان‌های زادگاهش اگرا بدست می‌آورد. در واقعیت عبدالکریم با یکی از دستورالعمل‌های ویژه آشپزی، ملکه را تحت تاثیر قرار داد و با ادویه‌های مخصوص هندی که از آگرا با خودش آورده بود برای ملکه مرغ و پلو سرو کـــرد. ملکه بر اساس خانومدگینامه‌اش، بانجام گرفتت پرخور بود و این مسئله در بخش نخست فیلم نمایش داده می‌شود و بر اساس ثبت  تاریخی «ای ان ویلسون»، خانومدگینامه نویس ملکه، این غذا به منوی هفتگی او اضافه انجام گرفت. در واقع با خوردن این غذا عاشق فرهنگ هندی انجام گرفت.

ملکه پس از مرگ شوهرش آلبرت، رابطه زیاد نزدیکی با جان براون، خدمتکار اسکاتلندی‌اش داشت و در حالی با عبدالکریم آشنا انجام گرفت و او را به عنوان منشی خود برگزید که یکسال از مرگ جان بروان گذشته بود. یکی از مشکلات این فیلم این هست رابطه عبدالکریم با ملکه را رمزگشایی نمی‌کند و گره بزرگی که در فیلم باز نمی‌شود، نوع رابطه این دو نفر هست.  

این سئوال زیاد حیاتی هست که رابطه هستعماری این فرد و جایگاه ملکه در چه میزانسی ارائه می‌شود؟ ملکه انگلیسی  عامل هستعمار  هندوستان هست و به صورت طبیعی عبدالکریم یکی از رعایای او بود. شگرد نمایشی مولفان این هست که عبدالکریم  را طوری تصویر کـــرده‌اند که از هستعمار شاکی نیست و بی‌قدرتی او فراتر از مقام تشریفاتی در نظام مشروطه بریتانیهست. رابطه این دو در فیلم از دیدگاه نزدیک‌بین و قدیمی ساخته انجام گرفته هست. عبدالکریم (علی فاضل گیمگر بالیوودی) هیچگاه از مستعمره بودن کشورش شکایتی ندارد و لحظه‌ای هم آرزو نمی‌کند که ایکاش هند می‌توانست کشور آزادی باانجام گرفت.

اما میزانسن ملکه جالب هست. ویکتوریای کسل، خشمگین و افسرده هست در خانومدان پادشاهی بریتانیا و رابطه ملکه با عبدالکریم  به صورت یک قصه عاشقانه ترسیم انجام گرفته تا تمثیلی از تجانس و همنشینی هستعمارگر با مستعمره هست.

علاقه‌مندان سینما با شخصیت ملکه و طرز برخورد بی حوصله و کسالت زده او با تشریفات دربار با فیلم «خانم براون»(جان مدن)، آشنا هستند و جودی دنچ در این فیلم نقش ملکه ویکتوریا را بیست سال قبل تجربه کـــرده هست.  در فیلم خانم براون رابطه ملکه با یکی دیگر از رعایای دربار تصویر انجام گرفته هست و می‌تواند مقدمه‌ای برای این فیلم باانجام گرفت.

مبنای دهستان فیلم و کتاب شرابانی روسو انبوه کتابچه‌های خاطراتی هست که ملکه ویکتوریا و عبدالکریم درباره جلسات دیدار و گفتگوی خود طی سی سال بر جای گذاشته‌اند از آنجا که این خاطرات به هندوستانی و زبان آقام آگرا نوشته انجام گرفته، کاهش کسی به آن پرداخته هست. عبدالکریم به ملکه زبان هندی می‌آموخت که این موضوع در خاطرات ملکه هم ثبت انجام گرفته هست. از سوی دیگر علاقه ملکه به فرهنگ هند و جاذبه شخصیت عبدالکریم از آن دست گره‌هایی هست که در فیلم باز نمی‌شود.  

به صورت حتم یک دلیل این ابهام این هست که مولفان فیلم (کارگردان و نویسندگان) علاقه‌ای به طرح دیدگاه‌های عبدالکریم ندارند و به همین خاطر اسارت او و ملکه، در چهارچوب نظام دهستانی فیلم به درستی تشریح و تبیین نمی‌شود و مخاطب هیچگاه متوجه نمی‌شود که آقام هند اسیر دولت بریتانیا هستند و عبدالکریم نیز در قصر ملکه خانومدانی انجام گرفته و با این وجود در ذهن او چه می‌گذرد.

فیلم به صورت واضحی  هوادار نظام هستعماری هست یا به خاطر عشق نوستالوژیکش به دربار، به شکلی ساده‌انگارانه هستمعار را فراموش می‌کند. این فیلم سبکی ریاکارانه را در برخورد با مفهوم هستعمار بنا نهاده هست. این ریاکاری حتی به نوعی در تاریخ نیز وجود دارد. تایمی که ملکه در سال ۱۹۰۱ درگذشت، فرخانومدانش پایانی نامه هایی که وی به کریم نوشته بود را سوزانده و کریم را نیز بدون تشریفات خاصی به هندوستان بازگرداندند و بخش حیاتیی از اسرار ملکه در گسترده تاریخ مدفون ماند.

آشنایی تماشاگر با نقش ملکه در فیلم خانم براون و تماشای تجربه دیدن آن فیلم با حضور جودی دنچ در نقش ملکه تاثیر شگرفی در برخورد با این فیلم  خواهد داشت. آنچه تماشاگر از ملکه ویکتوریا می‌شناسد جودی دنچ هست که در نقش ملکه ویکتوریا در خانم بروان بوجود آورده و در هشتادو دو سالگی به همان حس و حال برگشته هست.

جودی دنج این شخصیت کج رفتار و تندخود را تقریبا در پایان فیلم‌هایی که پس از فیلم خانم بروان گیم کـــرد تکرار می‌کند. یک جنبه از فیلم که حسن اثر محسوب می‌شود نمایشی از دربار بریتانیهست و فیلم‌های دیگری که درباره دربار ساخته انجام گرفته هست. از این منظر فیلم یک راهنمای توریستی غیر جذاب محسوب می‌شود که کاخ‌ها، تشریفات و زیورآلاتی همایونی  بریتانیا را نشان می‌دهد و با دکوپاژی ویژه مولفان سعی می‌کنند به آن افتخار کنند و با اغراق خاصی آنرا به رخ تماشاچی می‌کشند.

*تسنیم